بازار آریا

آخرين مطالب

تصميم عربستان براي کاهش قيمت نفت توجيه اقتصادي ندارد تحليل آريا بازار

تصميم عربستان براي کاهش قيمت نفت توجيه اقتصادي ندارد

  بزرگنمايي:

آريا بازار- دکتر مهدي عسلي مديرکل امور اوپک و روابط با مجامع انرژي وزارت نفت در نشست بسته ديپلماسي ايراني با موضوع "ديپلماسي نفتي، چالش ها و چشم انداز آينده" به بررسي اقدام اوپک به منظور کاهش قميت نفت از منظر اقتصادي پرداخته است. مشروح سخنان وي در ادامه مي آيد:
نخستين نکته اي که در حوزه اقتصاد انرژي به خصوص منابع پايان پذير ياد مي گيريم اين است که قميت کالاهاي انرژي بي ثبات و پرنوسان است. به همين دليل حتي در شرايط عادي نيز پيش بيني قيمت نفت مشکل خواهد بود، چه رسد به اين که علاوه بر مسائل اقتصادي، مسائل ژئوپولتيک نيز دخيل باشند.
در اين باره اصطلاحي در اقتصاد وجود دارد مبني بر اينکه ضريب کشش عرضه و تقاضاي نفت هر دو کوچک است. براي فهم بيشتر مثلا قيمت تقاضاي نفت در چين 0.05 درصد است. بدان معنا که در حوزه ضريب کشش تقاضا مثلا اگر قيمت ها تغيير کند، تغيير زيادي در تقاضاي چين به وجود نمي آيد. درباره ضريب کشش عرضه نفت نيز به همين صورت بوده و به لحاظ قيمتي کوچک است. گاهي قيمت ها تا 20 درصد افزايش يافته اما عرضه تغيير نکرده است. البته در حال حاضر به تدريج ضريب کشش قيمت عرضه در حال افزايش بوده و اين خطر بزرگي براي اوپک است. سوال قابل طرح اين است که چگونه مي توان نوسان قيمت نفت را تحليل کرده و آيا مي توان کمکي به ديپلمات ها در مذاکرات کرده که به نکات اقتصادي توجه کنند؟
قيمت نفت همواره در نوسان بوده، هرچند طي سه سال گذشته بين 95 تا 110 دلار تغيير کرده اما به تازگي اين قيمت سقوط کرده است. در حال حاضر نزديک به 300 نوع نفت در دنيا وجود دارد، اما همه آنها با سه يا چهار نفت شاخص قيمت گذاري مي شوند. اين نيز به دليل آربيتراژ (در علم اقتصاد و ماليه به معناي بهره گرفتن از تفاوت قيمت بين دو يا چند بازار براي کسب سود است) صورت مي گيرد. به همين دليل فاصله زيادي ميان قيمت هاي آنها وجود ندارد. اگر هر کدام از نفت ها خريداري شود، به دليل شاخص قرار دادن آن با نفت برنت_ زيرا 50 درصد تجارت نفت دنيا برنت است_ مانند اين خواهد بود که نفت کل دنيا را مورد تجزيه و تحليل قرار داده ايم. گرچه به دلايل خاصلي WTI (نفت وست تگزاس اينترميديت) به دليل قرار داشتن در يک محيط بسته و انبار شدن، فاصله اي با نفت برنت پيدا مي کرد، اما به تازگي فاصله اين نفت نيز با اتصال لوله کيسون از کانادا در حال کم شدن است. بنابراين اگر يکي از اين نفت ها را ملاک قرار دهيم با همان فرمول مي توان کم و بيش نوسان را تجزيه و تحليل کرد. همه grade هاي نفتي با هم بالا و پايين رفته و فاصله زيادي با هم نداشته اند. با در نظر گرفتن اين مساله به اين نکته اشاره مي شود که قيمت کنوني نفت به دليل خروج از حالت تعادل و عدم تعادل هاي موجود بوده است. در عين حال دلايلي نيز مبني بر عدم بازگشت به تعادل نيز در آينده نزديک وجود دارد. اين ديدگاه صرفا از منظر مدل هاي اقتصادي است که بيان مي شود.
در حوزه اقتصادسنجي به اين نکته اشاره دارد که قيمت کالاها به خصوص کالاهاي انرژي mean revert نيست. بدان معني که قيمت کالا به ميانگين خود به خصوص در کوتاه مدت باز نمي گردد. اين از منظر اقتصاددان هاي بزرگ ثابت شده است. يک بازه دو يا سه ساله را فرض کنيد. اگر قيمت کالا از ميانگين خود جدا شود، ممکن است به پايين برود تا اين که بازگردد. اين در حالي است که کالاهاي ديگر اين گونه نيستند. علت اين امر براي کالاهاي انرژي پايان پذير بودن آنهاست. حالت ذاتي آنها منجر به اين مي شد که به زودي به موقعيت ميانگين خود برنگردند.
نکته ديگري که بايد به آن توجه کرد اين است که قيمت منابع پايان پذير هيچ گاه در شرايط رقابتي با هزينه نهايي _ marginal cost _ برابر نمي شود. اگر قرار است جامعه اي به رفاه حداکثري دست يابد، کافي است قيمت کالا يا هزينه نهايي به خصوص در بلند مدت برابر شود. در اقتصاد انرژي به خصوص منابع پايان پذير، به دليل اين نوع خصلت هميشه قيمت کالا با marginal cost برابر نمي شود. اين نيز به دليل وجود رانت است. از اين رو اگر حتي قيمت نفت پايين بيايد، بايد توجه منصفانه به قيمت داشت. امري که اوپک نيز به درستي به آن اشاره مي کند. به اعتقاد غربي ها اوپک کارتري است که مانع از رسيدن قيمت به حداقل آن است.
در حال حاضر نفت به يک دارايي تبديل شده است. در حال حاضر در بازارهاي مالي ميلياردها ميليارد سرمايه گذاري بر روي نفت صورت مي گيرد. نفت اکنون به عنوان کالاي asset class معرفي مي شود. بزرگترين سرمايه گذاري پس از طلا بر روي نفت انجام مي شود. افرادي هستند که تنها در کار خريد محموله هاي نفتي بوده و کاري به پالايشگاه و نفت ندارند. آنها با خريد نفت آن را قبل از موعد به فروش مي رسانند. به دليل حجم قابل توجه سرمايه گذاري بر روي اين کالا شاهد اثرگذاري آن در کوتاه مدت بر نوسانات قيمت هستيم و پيش بيني را مشکل مي کند.
برخي انتقادهاي مبني بر اين است که چرا پيش بيني هاي صورت گرفته در خصوص قيمت نفت اشتباه شده است. پيش از اين اعلام شده بود حداقل قيمت نفت 80 دلار خواهد بود. بايد در نظر داشت که اساس تشکيل اوپک بر قيمت هاي منصفانه بر منابع پايان پذير و حمايت از آن است. با وجود گذشت حدود 55 سال از تشکيل اوپک هدف اصلي برقرار ثبات در قيمت و تامين حداکثري منافع اعضا در بلند مدت بوده است. اين دو هدف بنيادين اوپک است. وقتي بودجه کشورهاي عضو بر اساس فروش نفت با قيمت 80 دلار تدوين شده، ديدگاه کارشناسي بر اين است که در صورت کاهش بيشتر قيمت نفت اوپک در بازار دخالت مي کند. بر اين اساس با فرض دخالت اوپک قيمت نفت نبايد از 80 دلار پايين تر بيايد. آمارها گوياي اين است که هرگاه عربستان توليد نفت خود را قطع کرده قيمت نيز افزايش يافته است. اما اين بار چنين چيزي را شاهد نيستيم. از اين رو ممکن است قيمت ها به سمت قيمت هاي رقابتي در بازار برود. البته ممکن است مقداري بالاتر از قيمت بازار قرار بگيرد زيرا اوپک در سال گذشته هيچ گاه fuel capacity نداشته است.
مساله ديگر در اين باره backstop technology است. در حال حاضر توليد نفت توسط کروژن که در چين، آمريکا، کانادا و ديگر کشورها وجود دارد با استفاده از اين روش با قيمت 150 دلار در دسترس است. اما به خاطر قيمت بالا توليد آن به صرفه نيست. علي النعيمي، وزير نفت عربستان در اين باره گفته است: "اشتباه کرديم که قيمت ها را پايين نياورديم. زيرا همواره بايد بايد قيمت خود را زير مسير سرمايه گذاري در سوخت هاي جايگزين نگه داريم. يعني اگر قيمت سوخت هاي جايگزين 80 دلار است، قيمت نفت اوپک بايد 75 دلار باشد تا سرمايه گذاري به سمت ما باز گردد." اين اظهارات حاکي از آن است که اين بار مساله صرفا اقتصادي نيست بلکه انگيزه هاي سياسي بسيار قوي براي کاهش قيمت نفت وجود دارد. چرا که از نظر اقتصادي، اين اظهارات توجيه پذير نيستند. از منظر اقتصادي عربستان مي توانست تصميمي بگيرد که هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت به نفع آن باشد. شايد عربستاني ها مساله امنيت ملي را مطرح کنند. اما به لحاظ تحليل هاي اقتصادي و با توجه به ماهيت شکل گيري اوپک اين مساله قابل تاييد نيست. استنباط النعيمي بر اين است که: "کاهش توليد، يعني افزايش قيمت، و افزايش قيمت يعني سرمايه گذاري در حوزه سوخت هاي جايگزين و در نهايت بازار نفت توسط سوخت هاي جايگزين تسخير مي شود. حال اگر قيمت ها کاهش يابد تقاضا افزايش يافته و در نهايت عرضه نيز کاهش مي يابد. از اين رو نبايد نگران کاهش شديد قيمت ها بود." موضوعي که در اين ميان وجود دارد اين است که دو متغير يکي spare capacity اوپک و ديگري هم انبار تجاري نفت _ Oil CW_ وجود دارد که هر گاهspare capacity بالاي سه ميليون بشکه و انبارها نيز بيش از متوسط 5 سال باشند، قيمت نفت سقوط کرده است. وقتي spare capacity و انبارها کم بوده قيمت ها به 140 دلار رسيده است. اين اتفاق در سال 2007 روي داد. برخي مطالعات گوياي اين است که اگر قيمت نفت تا 20 دلار کاهش يابد، حداکثر بتواند يک يا دو سال ادامه دهد. شايد براي عربستان طي يک يا دو سال مشکلي وجود نداشته باشد، اما بر ساير اعضا فشار وارد مي کند.
از طرفي وقتي گفته مي شود تقاضا افزايش مي يابد درست برعکس آن را شاهد هستيم. پيش از برگزاري کنفرانس اصلي اوپک نشستي با عنوان economic commission work برگزار مي شود. در آن برخي اعضا معتقد بودند که به دليل رشد اقتصادي 7 درصد چين و 5/5 درصد هند، شاهد افزايش تقاضا خواهيم بود. در حالي که ثابت شده اين گونه نيست. طي 6-7 سال گذشته با وجود بحران اقتصادي پيش آمده، دولت هاي آمريکا، اروپا، چين و هند به شدت مقروض شدند. اکنون آنها در حال پس دادن قرض هاي خود هستند. بنابراين رشد 7 درصدي کنوني چين همانند رشد 7 درصدي قبل از بحران اقتصادي دنيا نيست. شايد دولت و مردم رشد دو يا سه درصد را بپذيرند. دولت آمريکا و چين به دليل انباشت بدهي ها شروع به کاهش سياست هاي انبساطي پولي خود کرده که بر اساس آن نرخ بهره را افزايش داده اند. اين مساله منجر شده است که سال آينده دو ميليون بشکه مازاد توليد نفت اوپک داشته باشيم.
از منظر اقتصادي هر شُکي که به قيمت نفت وارد شود، ممکن است آن را در هر جهتي حرکت دهد. مانند اکنون که قيمت به سمت پايين در حرکت است. اگر قيمت تعادلي 70 دلار باشد، به دليل کاهش درآمد، اقدام به توليد براي افزايش درآمد بيشتر مي شود که کاهش قيمت را در پي خواهد داشت. اين موجب خروج بيشتر قيمت از تعادل مي شود. به همين دليل اقدام عربستان ريسک بسيار بزرگي است. اگر اين ريسک منطق سياسي نداشته باشد ريسک بسيار بالايي است که در نهايت ممکن است به نفع خود يا ديگران نباشد.
از منظر اقتصادي نمي توان کاري براي اين اقدام انجام داد. تحليل اقتصادي تنها به همين ميزان نشان مي دهد که وضعيت فعلي از منظر اقتصادي توجيه پذير نيست. اين اقدام با اساس اوپک در تضاد است. زيرا اوپک اقدام به جلوگيري از سقوط نفت تا آنجا که قيمت منصفانه تشخيص داده شود، صورت نداده است. حتي پيش بيني براي برگزاري جلسه اضطراري به منظور کاهش بيشتر قميت نشده است. به همين خاطر نشان مي دهد، موضوعي غير از محاسبات اقتصادي وجود دارد.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

حال خودروسازان خوب نیست

سمت تاریک بودجه

حق بیمه راننده‌محور با چه معیارهایی تعیین می‌شود؟

درخواست دولت برای تسریع در بررسی پالرمو و CFT

چه عواملی بیکاری را سرعت و وسعت می‌بخشد؟

ریشه‌های فرسایش امید

چرا قیمت دلار به کانال 12 هزار تومانی وارد نشد؟!

سهام آمریکا و آسیا سقوط کرد

بودجه 98 بی‌تفاوت نسبت به یارانه پنهان انرژی

فاکتور خرید و فروش اینترنتی معتبر شامل چه مواردی است؟

خطای محاسبه یا دستکاری آمار؟

پناهگاه ارزی پس‌انداز ریالی

اروپا بازهم بهانه دارد!؟

بحران بانکی و فساد بانک­‌های خصوصی

بودجه مجمع تشخیص مصلحت در 8ماه اول امسال؟

تغییر انتظارات در بازار دلار؟

سهم شرکتهای دفاعی و امنیتی در بودجه 98 چقدر است؟!

بذر رفاه در شوره‌زار بودجه

سیر تا پیاز خرید و فروش 206 تیپ 2 در سایت دیوار

چشم‌انـداز اقتصـاد 2019

تعیین محدوده قیمتی برای نوسان نرخ ارز

فاصله نرخ تورم رسمی با تورم لمسی چقدر است؟

اقتصاد ایران چگونه در تله رکود تورمی گرفتار شده است؟

سبقت نرخ تورم از نرخ سود بانکی/ خوب یا بد؟

دو سیگنال قیمتی به بازار ارز

پالس مثبت به اصلاح بخشنامه ارزی

تورم در 10 دهک درآمدی چقدر است؟

پیش بینی رشد 3.7 میلیون بشکه ای تولید نفت آمریکا تا 5 سال آینده

عمده ترین دلایل فرهنگی ایجاد قاچاق کالا و آثار آن

چرا فرصت‌های حمل و نقل ریلی برای ایران از دست می‌رود؟

چرا روسیه قبول کرد تولید نفت خود را کاهش دهد؟

فشار تحریم‌های ایران بر بخش انرژی عراق

چه عواملی بر قیمت خودرو تاثیرگذار هستند؟

مهم‌ترین مزیت و نقطه ضعف لایحه بودجه 98

ردپای هیجان در بازار سهام

اقتصاد فوتبال

چرا با افت نرخ ارز قیمت‌ها پایین نمی‌آیند؟

زندگی موقت صاحبان کسب و کار در اقتصاد ایران

مشاغل زیر زمینی پرطرفدار شد!

رمزهای پویا، ضروری و زمان بر در مقابله با جرایم اینترنتی

تشدید خروج سرمایه از اقتصاد عربستان

آیا عراق قرار است جای امارات را برای ایران بگیرد؟

خطر ابرتورم وجود دارد؟

40 مقصد اثرگذار بر رشد صادرات

3 نشانه تضعیف اقتصاد ایران

آیا یورو به کمک ایران می‌آید؟

بررسی مسکن اجتماعی در ایران

3 نشانه تضعیف اقتصاد ایران

چرا برخی‌ به میز مدیریت چسبندگی دارند؟

کارنامه رفاهی دلا‌ر 4200 تومانی