بازار آریا

آخرين مطالب

چرا نيروهاي کار متخصص از ايران مي روند؟ تحليل آريا بازار

چرا نيروهاي کار متخصص از ايران مي روند؟

  بزرگنمايي:

آريا بازار- شاگرد اول دوره ليسانس رشته صنايع غذايي دانشگاه شهيد بهشتي بوده و الان هفت سالي مي شود که براي ادامه تحصيل، زندگي، کار و آينده از ايران خارج شده است. مي گويد دوستانش هم مثل او همگي از کشور خارج شده اند و نمي خواهند ديگر برگردند. راضيه دليل رفتنش را اينگونه بيان مي کند: «ميخواستم جايي برم که براشون مدرک و تخصص مهم باشه و مدرک گرايي الکي وجود نداشته باشه. جايي برم که به مدرک، تخصص و مهارت آدم احترام بذارند.»
چندي پيش رضا فرجي دانا، وزير علوم اعلام کرد: « هر سال 150 هزار نفر از نخبگان ايران، کشور را ترک مي کنند.» اين يعني ماهي 12 هزار و 500 نفر يا روزي 410 نفر از نخبگان کشور بدون قصد بازگشت به خارج سفر مي کنند. سفر بدون بازگشتي که به گفته وزير علوم، باعث مي شود «سالانه 150 ميليارد دلار» به کشورهاي ديگر کمک کنيم و خودمان ضرر ببينيم؛ يعني براي هر يک دانش آموخته مهاجرت کرده، يک ميليون دلار. ضرري که باعث شده ايران در زمينه فرار مغزها در ميان کشور هاي دنيا در رتبه دوم قرار گيرد.
بر اساس نتيجه تحقيقاتي که صندوق بين المللي پول در سال 1999 انجام داده است، ايران در ميان کشورهاي در حال توسعه بيشترين ميزان مهاجرت نخبگان را به خود اختصاص داده است. به طوري که نزديک به 150 هزار نفر از بهترين جوانان و نخبگان ايراني هر سال کشور را ترک مي کنند. اين صندوق بين المللي همچنين در گزارش سال 2009 خود نيز اعلام کد ايران در ميان 91 کشور توسعه يافته و توسعه نيافته بيشترين ميزان فرار مغزها را به خود اختصاص داده است. به طوري که در حال حاضر 250 هزار مهندس و فيزيکدان ايراني و بيش از 170 هزار ايراني با مدارک علمي بالا در ايالات متحده آمريکا زندگي مي کنند. حتي بر اساس تحقيقات نهاد ملي علوم 89 درصد از ايراني هايي که به آمريکا پرواز کرده اند پس از اخذ مدرک دکترا در اين کشور براي هميشه مي مانند و اقامت مي گيرند.
بر اساس آمارها همچنين در سال 2011 و 2012 هم در حدود 8/48 از کل دانشجويان فارغ التحصيل ليسانس، ايران را ترک کرده اند. از سويي ديگر موج جديدي از مهاجرت ها درست دو سال بعد روي مي دهد، زماني که دانشجويان فوق ليسانس خود را گرفته و براي کسب دکترا از ايران خارج مي شوند. خارج مي شوند تا به کشورهاي ديگر بروند. کشورهايي که در صدر آنها امريکا و کانادا قرار دارد و در اين سويش هم دانشکده مهندسي دانشگاه شريف.
آزاده هم جزو همان دانشجوياني است که براي گرفتن مدرک دکترا کشور را ترک کرده است. او که مدرک کارشناسي ارشدش را از دانشگاه علامه طباطبايي گرفته است، مي گويد: «بعد از آمدن صدرالدين شريعتي به دانشگاه علامه، اوضاع دانشگاه بهم ريخت. با اينکه بچه ها رتبه هاي خوبي توي کنکور دکترا مي گرفتند، ولي دانشگاه علامه براي مصاحبه از آن ها دعوت نمي کرد. حتي چند بار، چند نفر از آنها براي اعتراض پيش شريعتي، رييس دانشگاه رفتند اما جوابي نگرفتند.» آزاده در ادامه مي گويد: «حتي اگر اتفاقي مي افتاد و چند نفر هم براي مصاحبه دعوت مي شدند، ترکيب استاداني که براي مصاحبه دکترا حضور داشتند، همگي از نزديکان به صدرالدين شريعتي بودند و به اين ترتيب باز هم بيشتر بچه ها در مرحله مصاحبه رد مي شدند.» در نهايت همه اين مسايل باعث مي شود که او براي گرفتن مدرک دکتراي خود کشور را ترک کند و با هزينه شخصي به انگليس برود.
به هرحال فرار مغازهاي ايراني از کشور و مهاجرت آنها به کشورهاي ديگر درحدي است که باعث شد سه سال پيش حتي مجله نيوزويک هم گزارشي در مورد اين گروه از ايرانيان منتشر کند. در بخشي از اين گزارش نوشته شده: «مسوولان واحد مهندسي برق دانشگاه استانفورد با گروهي از دانشجويان خارجي مواجه شدند که بالاترين نمرات را در آزمون سخت دکتراي اين رشته به دست آورده اند. به گفته يکي از آن مسوولان آن دانشگاه، اين دانشجويان از يک دانشگاه امريکائي يا ديگر موسسات آموزشي ساير کشورهائي که با موسسات امريکائي مرتبط هستند و تمايز خود را در چنين آزمونهائي نشان مي دهند نيامده بودند، بلکه اکثر آنها ايرانياني بودند که از دانشگاه صنعتي شريف فارغ التحصيل شده بودند. دانشگاه استانفورد محبوب ترين مقصد فارغ التحصيلان دانشگاه شريف براي ادامه تحصيلات عالي است. به گفته «بروس وولي» مدير پيشين واحد مهندسي برق استانفورد، دانشگاه شريف داراي يکي از بهترين برنامه هاي آموزشي براي کارشناسي در رشته مهندسي برق است. سرآمدي اين دانشگاه را نبايد با داشتن رقيباني چون ام.آي.تي امريکائي و کمبريج انگليسي و ديگراني چون چين دست کم گرفت.»
همچنين در اين گزارش نوشته شده که دانشگاههاي ديگري در کانادا و استراليا که از مقررات آسانتري براي اعطاي رواديد برخوردارند از رونق چشمگير دانشجويان ايراني در کشورهاي خود سخن مي گويند. در حالي که آمارهاي دانشگاه هاي کانادا نسبت به سال 1985 با جهش 240 درصدي دانشجويان ايراني مواجه شده است، رسانه هاي استراليا هم از پنج برابر شدن تعداد دانشجويان ايراني در پنج سال گذشته و رسيدن آنها به مرز 1500 نفر خبر مي دهند.
هر سال حدود يک ميليون نفر از فارغ التحصيلان دبيرستان هاي کشور در آزمون ورودي موسسات آموزش عالي شرکت مي کنند ولي تنها ده در صد از آنها موفق به ورود به دانشگاههاي دولتي شده و فقط يک در صد از آنها بخت راهيابي به موسسات آموزشي عالي چون شريف را پيدا مي کند. به اين ترتيب، روال گزينشي در ايران، با هوش ترين، پر انگيزه ترين و کوشاترين دانشجويان کشور را در اختيار موسسات آموزش عالي سرآمدي، چون دانشگاه شريف قرار مي دهد. از سوي ديگر هم يکي از علل موفقيت دانشجويان ايراني در دانشگاه هاي خارج از کشور را مي توان در سيستم آموزشي دوره تحصيلات متوسطه در ايران جستجو کرد. در اين سيستم دروسي تدريس مي شود، که دانش آموزان در امريکا تا رسيدن به مقطع کالج از آن بهره اي نمي برند. اين روش آموزشي پيشرفته به مقاطع بالاتري چون ليسانس نيز تعميم دارد. محمد منصوري و ساير دانش آموختگان در مصاحبه با مجله نيوزويک گفته اند که «در مقطع ليسانس در ايران مواردي به ما تدريس مي شد که در امريکا، تنها به مقاطع بالاتري چون فوق ليسانس اختصاص دارد.»
به هرحال، تمام اين مشکلات و شرايط باعث شده تا از هر 125 دانش آموز المپيادي ايران، 90 نفر در دانشگاههاي آمريکا تحصيل کنند و از هر 96 دانشجوي اعزامي به خارج، تنها 30 نفر به ايران باز گردند. همين طور 60 هزار دانشجوي ايراني هم در خارج از کشور تحصيل ‌کنند. طبق آمارهاي رسمي نسبت خروج فارغ التحصيلان از ايران به تعداد کل اين افراد، 15 درصد است. طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهاي دولتي مثل هفته نامه سازمان مديريت و برنامه ريزي، 90 نفر از 125 دانش آموزي که در سه سال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌هاي آمريکا تحصيل مي‌کنند و بسياري از آنان هرگز به ايران براي زندگي دائم باز نمي‌گردند. طبق آمار رسمي اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 15 کارشناس ارشد، 3/2 دکترا و در مجموع 5475 نفر ليسانس از کشور مهاجرت کرده اند.
براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول هر سال 15 درصد از سرمايه‌هاي انساني فرهيخته ايران به آمريکا و 25 درصد به کشورهاي عضو سازمان توسعه و همکاري اقتصادي اروپا مهاجرت مي‌کنند. علاوه بر اين، بيش از 5 ميليون ايراني خارج از کشور زندگي کنند که حدود دو ميليون نفر آن ها يعني بيش از 40 درصد مقيم آمريکا هستند. همچنين دو هزار نفر از استادان دانشگاه ها در امريکا ايراني هستند و 5 هزار ايراني در امريکا مدرک دکترا دارند. بر اساس آمار ها با سواد ترين اقليت مهاجر در جامعه آمريکا را ايرانيان تشکيل مي دهند.
راضيه هم يکي از اين اقليت هاي باسواد ايراني در امريکاست. او بعد از اينکه در سال 2006 ايران را ترک مي کند، فوق ليسانس و دکترايش را در رشته فناوري زيست شناسي و بازاريابي دارويي در هند مي گذارند و از سال 2011 به امريکا مي رود، ازدواج مي کند و الان تحليلگر بازاريابي و کسب و کار است.
او مي گويد: «سال 2006 تا 2008، کل هزينه فوق ليسانسم شد شش ميليون تومان. دکترا هم مجاني خوندم. البته اون موقع يه سري پروژه دانشگاهي از استادام مي گرفتم و خرج زندگيم راحت در مي اومد. الان هم به خاطر اينکه بچه ام تازه به دنيا اومده، نيمه وقت کار مي کنم و حقوقم ماهي نزديک به سه هزار دلار است.» راضيه ادامه مي دهد که براي اينکه مي خواسته با کيفيت بهتر و به زبان انگيسي درس بخواند با اينکه رشته دوره فوق ليسانش را دانشگاه هايي مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتي شريف داشته اند، ايران را ترک کرده است، حتي با اينکه سال آخر دوره ليسانش در دانشگاه شهيد بهشتي قانوني تصويب مي شود که نفر اول دوره ليسانس مي تواند بدون کنکور وارد دوره فوق ليسانس شود در او انگيزه اي به وجود نمي آيد تا کشور را ترک نکند. راضيه در حالي دکترايش را در هند مجاني خوانده است که در حال حاضر دانشجويان دوره دکتري دوره هاي شبانه در دانشگاه هاي دولتي بايد هزينه اي حدود 45 ميليون تومان بپردازند.
با اين که مغزها از کشور فرار مي کنند و آمار هاي ملي و بين المللي هم اين موضوع را تاييد مي کند، اما محمود احمدي‌نژاد، رئيس دولت دهم گفته بود که ايران مطلقا فرار مغزها ندارد و اصلا تعبير «فرار مغزها» تعبير نادرستي است. کامران دانشجو، وزير علوم دولت احمدي نژاد هم به پيروي از رييس کابينه گفته بود: «فرار مغزها را قبول ندارم» و فرار مغزها اصلا «واژه» درستي نيست. در ادامه حتي ارسلان قرباني شيخ نشين، معاون وزير علوم، هم گفته بود که واژه «فرار مغزها» را صحيح نمي داند و معتقد به «گردش مغزها» است. البته با توجه به آمار، گردش مغزها در ايران يک طرفه بوده است اتفاقي که در ديگر کشورها از جمله چين، هند و کره جنوبي نيفتاده است. دانش آموختگان اين کشورها که در سال هاي گذشته براي ادامه تحصيل به دانشگاههاي اروپا و آمريکا رفته اند با حفظ ارتباط با کشور مادر توانسته اند در توسعه صنعتي و علمي کشورشان مشارکت فعالي داشته باشند. اما آنچه در ايران مي گذرد، فرار مغز هاست، نه مهاجرت. چرا که آنها بعد از خروج از کشور هيچ ارتباطي در زمينه توسعه صنعتي و علمي با کشور ندارند.
دلايل فرار مغزها
سعيد از جمله فارغ التحصيلان دوره کارشناسي ارشد دانشگاه شريف بوده و الان هم براي ادامه تحصيل در مقطع دکترا به دانشگاه بستون امريکا رفته است. او مي گويد: «براي چي نبايد ايران رو ترک مي کردم. الان در يکي از بهترين دانشگاه هاي دنيا در حال درس خواندن هستم. بهترين امکانات هم در اختيار دارم. بورس شده ام و حتي دانشگاه بابت درس خواندن به من حقوق هم مي دهند. کجاي ايران چنين امکاناتي وجود دارد. يا کجاي ايران تضمين آينده شغلي خوب هست که بشه بهش اميد بست و به اون دليل ايران رو ترک نکرد.»
مجله نيوزويک در بررسي دلايل مهاجرت نخبگان ايراني گفته است که ايران با مشکلات و بيماريهاي گوناگوني چون تورم مزمن، در جا زدن دستمزدها و بخش خصوصي بي بنيه ناشي از مديريت ناکارآمد اقتصادي، روبرو است. بر اساس ادعاي اين نشريه، اساتيد دانشگاه ها در ايران به ندرت به حقوقي که کفاف زندگي آنها را بدهد دسترسي دارند و بدين سبب ناچارند به شغل دومي چون رانندگي تاکسي و خرده کاسبي دست بزنند. تحريم هاي سياسي نيز مزيد بر علت شده و تاخير در واردات تجهيزات علمي، وضع را مشکل تر کرده است.
به هرحال دلايلي متعددي وجود دارد که ايران را در رتبه دوم فرار مغزها قرار داده است. از جمله اينکه در کشور توجه خاصي به جايگاه علم و دانش نمي شود. براي مثال انقدر که در رسانه ها مثلا خوانندگان، هنر پيشه ها، وزشکاران، تجليل مي شوند، به چهره هاي ماندگار علمي، استادان برجسته و مبتکران و مخترعان و يا المپياد ها احترام گذاشته نمي شود. از سوي ديگر هم به رشد کيفي، تحقيق و پژوهش بهايي داده نمي شود. يکي از عواملي که دانشجويان بسياري را به کشور آمريکا مي کشاند، امکانات تحصيلي، تحقيقي، کامپيوتري و اعطاي کمکهاي تحصيلي رفاهي و بورسيه ها است که در ايران خبري از آنها نيست. همين طور، درسال هاي اخير تعداد دانشگاه هاي داخل کشور بدون هيچ گونه برنامه مدوني و يا تناسب رشته ها با مشاغل گسترش يافته اند و توجه بيشتر به ارزشهاي کمي و کيفي بوده است به طوري که روش هاي تدريس بسياري از کلاس ها صرفا مبتني بر تئوري ها و حفظيات قديمي و سنتي است. به روز نبودن اطلاعات، استفاده از روش هاي سنتي و قديمي و ابزار هاي غير استاندارد، پايين بودن ميزان تحقيق و پژوهش در مراکز علمي و عدم هماهنگي بين تحقيقات و کار برد آنها و تخصيص بودجه نا کافي به امر تحقيق و پژوهش، ترويج و گسترش مدرک گرايي، از عوامل ديگري هستند که بيشترين نا رضايتي را در بين دانشجويان به دنبال داشته است. مسايل اقتصادي که شامل حقوق و مزايا براي آينده شغلي است، مسايل سياسي و قانوني، اجتماعي، عدم شايسته سالاري، انحصار دولتي، اميد به آينده، همه و همه باعث شده تا مغزهاي کشور فرار کنند و اصلا به برگشتن خود فکر هم نکنند.
البته به گفته دکتر فرجي دانا، وزارت علوم با بنياد ملي نخبگان برنامه اي درباره کاهش مهاجرت دانش آموختگان تهيه کرده است و در اين برنامه از سياستهاي کشور چين استفاده شده است. به هرحال، دولت يازدهم بيشتر از دولت دهم به فکر بازگرداندن مغزهاي فرار کرده از کشور است، با اينکه بسياري از دانش آموختگاني مانند راضيه معتقدند هيچ وقت به برگشتن به ايران فکر نمي کنند.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

آیا یورو به کمک ایران می‌آید؟

بررسی مسکن اجتماعی در ایران

3 نشانه تضعیف اقتصاد ایران

چرا برخی‌ به میز مدیریت چسبندگی دارند؟

کارنامه رفاهی دلا‌ر 4200 تومانی

در اهمیت نرخ ارز در بازار آزاد

12 اقدام فوری مقابله با تحریم‌های اقتصادی

6 پیش‌شرط مداخله در بازار ارز

چرا به جمعیت زنان بیکار افزوده شده است؟

چرایی تفاوت در نرخ ارز واقعی و عدم کارایی آن

6 پیش‌شرط مداخله در بازار ارز

آیا فضای مجازی در افزایش آمار تجرد قطعی مقصر است؟

دریافت مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد؟

متن کامل الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

این سپر جلوی تحریم ایران را می‌گیرد؟

چالش‌های موفقیت استارت‌آپ‌ها در ایران

دسترسی ایران به سوییفت برقرار می‌ماند؟

نفوذ تأخیری تحریم در بازار مسکن

پنج حوزه رو به رشد راه اندازی استارتاپ

هماهنگی بین‌دستگاهی؛ رمز ایجاد ثبات در فضای کار

تولید ملی و مثلث نفت، رانت و فساد!

ایران در شرایط اقتصادجنگی چه می‌کند؟/ راه‌هایی برای دورزدن تحریم وجود دارد

چالش آبی توسعه پایدار در شهرها

پتروشیمی‌ها چقدر ارز و با چه نرخی به نیما آوردند؟

توپ زیر پای زنگنه!

مهار نقدینگی چگونه ممکن است؟

اندک‌های حیاتی و بسیار‌های کم اهمیت

سناریوهای پیش‌روی آینده صنعت نفت

مبارزه با احتکار کالا، شگرد کلاهبرداری از بازاریان

آیا یک ابرتورم در راه است؟

مانع همگرایی در بازار ارز

درمان درد تورم کجاست

اثر بحران ارزی بر رشد بخش های اقتصادی

بحران اقتصادی در ترکیه و فرصت‌های پیش رو

سراب خرید ملک در خارج

محتکران؛ برنده بحران اقتصادی

آیا ایالات متحده، چین را به دلیل خرید نفت ایران تحریم خواهد کرد؟

تذکر رهبری و آینده اقتصاد ایران

طلاق صوری برای دریافت مستمری؟

بازتاب ارائه بسته ارزی بانک مرکزی در رسانه‌‎های خارجی

میلیون‌ها کارگر به زیر خط فقر سُر خوردند

چگونه با پس انداز کم سرمایه‌گذاری کنم؟

کدام معامله‌گران بیشتر ضرر می‌کنند؟

چینی‌ها همه رشته‌های آمریکا را پنبه می‌کنند

راه علاج بحران ارزی ایران از دید هنکه

تشدید مشکلات تولید دارو با تحریم و کمبودنقدینگی

آینده ارز مسافرتی در انتظار تصمیم دولت

تجربه گذشته و تکلیف آینده کارت سوخت چیست؟

میزان افت صادرات نفت ایران با تحریم آمریکا چقدر است؟

ایرانی‌ها سال گذشته چقدر مالیات دادند؟