بازار آریا

آخرين مطالب

«بی نظمی» جدید جهانی

  بزرگنمايي:

بازار آریا - ریچارد‌ هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا ترجمه: محمدحسین باقی سوریه یک مورد مطالعاتی بسیار مهم با توجه به مساله «مسوولیت حفاظت» است. سوریه مدت‌ها یک رژیم غیردموکرات معمول در خاورمیانه بوده است؛ آنچه این کشور را متفاوت می‌کرد این بود که این کشور زیر سلطه یک اقلیت قومی و یک خانواده قرار گرفته بود. سوریه چند دهه با‌ثبات بود و دلیل آن چیزی نبود جز کنترلی که این رژیم به‌کار می‌برد. حافظ اسد شورش اخوانی‌ها را سرکوب کرد تا هم جنبش‌ها و تحرکات بعدی را در نطفه خفه کند و هم دیگران را از به چالش کشیدن او و رژیمش انذار دهد. سیر تحولات در سال 2011 عوض شد؛ یعنی زمانی که نسخه سوری بهار عربی کلید خورد. یک چالش سیاسی به سرعت به یک جنگ داخلی تبدیل شد. مشکل مضاعف دیگری که رخ داد هم مساله تروریسم بود. یکی از تبعات 11 سپتامبر تعهد و الزام دولت‌ها به این بود که اجازه ندهند قلمروشان مورد استفاده تروریست‌ها قرار گیرد.
آنچه تغییر کرده بود چند چیز بود. القاعده بازتاب‌دهنده یک شکل جدید و خطرناک‌تری از تروریسم بود؛ تروریسمی با ابعاد جهانی و پتانسیل واقعی برای وارد آوردن خسارت و آسیب. بر خلاف تروریست‌های «سنتی» که غالبا اهداف نسبتا محلی و محدود داشتند مانند کشور کوچک خودشان اما القاعده نه فقط ابعادی جهانی داشت بلکه به نظر می‌رسید اهدافش نامحدود هم باشد. افزون بر این، بسیاری از دولت‌های جهان خود را در برابر این نوع تروریسم آسیب‌پذیر یافتند. اروپا مدت‌ها با تروریست‌های رادیکال وطنی یا با گروه‌های مختلف فلسطینی که حملاتی به خاک قاره سبز انجام می‌دادند دست به گریبان بود. چین هم به نوبه خود به‌شدت نگران تروریست‌هایی است که در بخش غربی این کشور هستند؛ روسیه هم نگران تروریست‌های چچنی است. سال‌ها جنگ داخلی در افغانستان که در آن رادیکال‌ها از همه جای جهان برای کمک به مبارزه با اشغالگری شوروی به آنجا رفته بودند نسل جدیدی از تروریست‌ها را تولید کرد که به مدرن‌ترین شکل‌ها تربیت شده بودند. تروریسم هم- مثل خیلی چیزهای دیگر- جهانی شده است. من هم نگاه خودم را در این تغییر نگرش داشتم. در سال 2001، من به‌عنوان رئیس برنامه‌ریزی سیاسی وزارت‌خارجه مشغول کار بودم و یکی از مسوولیت‌هایی که داشتم این بود: نماینده ویژه آمریکا در فرآیند صلح ایرلند شمالی. در نتیجه خشونت‌های سیاسی طی چهار دهه گذشته در ایرلند شمالی، بیش از 3 هزار نفر جان خود را از دست دادند. درست در همان زمانی که هواپیماهای القاعده به برج‌های دوقلوی نیویورک برخورد کردند، من با نخست‌وزیر ایرلند در نشست دوبلین بودم و از آنجا که به‌دلیل زمین‌گیر شدن هواپیماها نمی‌توانستم به کشورم بازگردم، همان روز و براساس برنامه‌ریزی قبلی به بلفاست رفتم. من برای طرف‌ها (و به‌طور اخص برای رهبران حزب کاتولیک ملی‌گرای «شین فن»، جناح سیاسی ارتش جمهوری‌خواه موقت ایرلند [Provisional Irish Republican Army] یا IRA که از خشونت برای پیشبرد اهداف و دستور کارهای سیاسی‌اش استفاده می‌کرد) روشن کردم که تحمل آمریکایی‌ها از هر نوع تروریسمی با فرو ریختن برج‌های دوقلو به آخر رسید. این پیام بعدا از سوی بسیاری از حامیان سنتی این گروه در کنگره آمریکا و فراتر از آن بازتاب یافت. این تغییر در نگرش خون جدیدی در رگ‌های فرآیند صلح تزریق کرد و در نهایت موجب شد که این گروه سلاح‌های خود را زمین بگذارد و با پروتستان‌های محلی (اتحادیه‌گرایان) [Unionist] در مجمع سیاسی داخلی همکاری کند.
اگر یک اجماع جهانی در مورد عدم اجازه به دولت‌ها به اقدام یا عدم اجازه به آنها برای نسل‌کشی در داخل کشورشان یا چیزی بسیار نزدیک به اجماع واقعی بر عدم مدارا با تروریسم وجود می‌داشت، حتی توافق بیشتری وجود می‌داشت که ایالات‌متحده درحمله به عراق در بهار 2003 اشتباه کرده است. بر خلاف مورد جنگ دوم خلیج فارس در 1991- 1990 (یعنی زمانی که عراق حمله کرد و یک کشور دارای حاکمیت را اشغال کرد)، این بار [منظور حمله به عراق در سال 2003 است] هیچ نقضی از هنجارهای به‌شدت مشترک از سوی عراق وجود نداشت. در عوض، دولت بوش تصمیم گرفت در پرتو حملات 11 سپتامبر، این احتمال را که عراق دارای تسلیحات کشتار جمعی است، به‌عنوان یک خطر غیرقابل قبول جا اندازد. البته انگیزه‌های دیگری هم برای جنگ وجود داشت از جمله این باور که عراق آماده دموکراسی است و اینکه یک عراق دموکراتیک، عراقی خواهد بود که کشورهای دیگر منطقه تاب مقاومت در برابر آن را نخواهند داشت. این تصور وجود دارد که پیامد این اقدام کمتر از گذار دموکراتیک خاورمیانه نخواهد بود؛‌ گذاری که در عوض زمینه را برای یک صلح منطقه‌ای هموار خواهد کرد. این دیدگاه، که عمیقا و به‌شدت در دولت جورج بوش اظهار می‌شد، آن استدلالی نبود که عمدتا برای تبیین سیاست آمریکا در جهان مورد استفاده قرار می‌گرفت. بار دیگر، این استدلال که بیشتر مربوط به امنیت بود، به خطر غیرقابل پذیرش داشتن تسلیحات کشتار جمعی از سوی صدام پیوند داشت که با توجه به اطلاعات در دسترس، گمان غالب بر این بود که مساله همان است. امتناع صدام از همکاری کامل با بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل موجب تقویت این دیدگاه غالب شد که او چیزی برای پنهان کردن دارد. تجربه جنگ 2003 در عراق نشان داد که هیچ حمایت بین‌المللی‌ای از این دست برای هنجار مداخله «پیشگیرانه» [preventive] وجود نداشت. اغلب از کلمه «پیشدستانه» [pre emptive] برای توصیف آنچه ایالات‌متحده انجام داد استفاده می‌شود- در واقع، کلمه‌ای بود که دولت بوش در سند امنیت ملی سال 2003 خود به‌کار گرفت- اما این خلط کردن دو عبارتی است که معانی و کاربردها و پذیرش‌های متفاوتی دارند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

چرا ذخایر نفت آمریکا زیرزمین پنهان شده است؟

تب سرد نفت در هیاهوی آرامکو/ اما و اگرها از بازگشت به سقف تولید سعودی‌ها

رشته کشاورزی چگونه در چین جذاب شد؟

روند موجود و آتی تجارت و زنجیره ارزش جهانی

افزایش فقر در بین بازنشستگان آلمانی

مذاکرات چین و آمریکا، آغاز ثبت رکوردهای جدید در بازارهای آسیایی

الگوی تجاری اینترنت اشیا برای جهان

اعلام فهرست 20 کشور ثروتمند دنیا

نوآورانه‌ترین اقتصادهای دنیا در سال 2019

رشد اقتصادی در کشورهای اروپایی چگونه است؟

کاهش تورم در کشورهای اسکاندیناوی

کاهش تورم در سوئد و فنلاند

علی‌بابا بازنشسته می‌شود!

جی پی مورگان از شاخص ترامپ‌سَنج رونمایی کرد

آمریکا چه کسی را برای ریاست IMF لابی می‌کند؟

اروپا و جاه‌طلبی به نام امانوئل مکرون

«برلین» میزبان برترین های فناوری جهان

چگونه مشتری مدار بین‌المللی باشیم؟

کدام مدل‌های آیفون نسخه جدید iOS را دریافت می‌کنند؟

انقباض مسکن آسیا در جنگ تجاری

5 تجربه جهانی حمایت از مستاجران

پیش‌بینی تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سال 2023

بازار 80 میلیارددلاری رایانش ابری

غرامت اثر نرخ‌ بهره منفی در اروپا

بالاترین نرخ‌های تورم جهان

جمعیت جهان تا 30سال آینده چند میلیارد نفر می‌شود؟

بررسی تغییرات ارزش لیر ترکیه طی دو سال اخیر +اینفوگرافیک

عقب‌نشینی چین در هنگ‌کنگ

انقباض بازار خودرو در اسپانیا

مناطق آزاد یونان چگونه اقتصاد این کشور را نجات دادند؟

ورود آمازون به بازار استارت‌آپ شرق آسیا

فراخوان 550 هزار وانت در آمریکای شمالی

یکه‌تازی شاسی‌بلند‌ها در اروپا

صادرات فورد چین به آمریکای لاتین

بی‌نظمی جدید جهانی

جانسون نانجیب

سه هدف دیپلماسی مکرون

شکاف ثروت در دهه 90

افزایش شمار بیکاران آلمانی

ترامپ مخالف افزایش قدرت دلار /کاهش ارزش پول ملی، بازار ایران را متلاطم کرد +اینفوگرافیک

«برزخ برگزیت» سومین نخست‌وزیر را هم قربانی می‌کند؟

اقتصاد آلمان کوچک‌تر شد

رشد اقتصادی آلمان منفی شد

بزرگ‌ترین بانک‌های آمریکا کدامند؟

روزهای آفتابی استارتاپ‌های بریتانیایی در دل طوفان برگزیت

«سینوپک» به دنبال معافیت از تعرفه پکن بر نفت آمریکا

اینفوگرافیک| میزان حداقل حقوق کارمندان در کشورهای مختلف جهان چقدر است؟!

پکن، پاریس و فدرال‌رزرو؛ هدف حملات ترامپ

حقوق مقامات جهان منهای روحانی!

رنسانس جنگ سرد جدید