بازار آریا

آخرين مطالب

الف مثل اقتصاد مقالات توليد و تجارت

الف مثل اقتصاد

  بزرگنمايي:

بازار آریا - امروزه اقتصاددانان دنیا در این باور مشترکند که مسیر توسعه اقتصادی از بازار مالی عبور می کند. به همین خاطر است که در ابتدای هزاره سوم میلادی، سازمان جهانی یونسکو یکی از ابعاد شش گانه سواد را سواد مالی معرفی کرده است. این موضوع از اهمیت بازارهای مالی در جوامع توسعه یافته و در بین سازمان های علمی و آموزشی حکایت می کند و نشان می دهد که شکوفایی صنعت مالی تا چه اندازه متضمن پیشرفت و توسعه یک کشور است.
زمانی باسواد بودن به توانایی خواندن و نوشتن اطلاق می شد، اما مفهوم سواد در یکی دو دهه اخیر، تحول معنایی پیدا کرده و از ابتدای قرن بیست و یکم، سازمان یونسکو محورهای شش گانه ای برای باسواد بودن تعریف کرده است. طبق این گزاره، شخص باسواد کسی است که دارای پارامترهای شش گانه سواد باشد و از سواد عاطفی، سواد ارتباطی، سواد رسانه، سواد آموزش و پرورش، سواد رایانه و سواد مالی برخوردار باشد.
از میان سطوح شش گانه سواد، سواد مالی بیشتربن رابطه را با اقتصاد و وضعیت معیشتی یک جامعه دارد. بر این اساس، ساده ترین تعریفی که می توان از مفهوم سواد مالی ارائه داد، داشتن دانش و اطلاعات کافی برای کسب درآمد و سپس مصرف و هزینه کرد آن با بیشترین بهره وری ممکن است.
در یک کلام، سواد مالی، توانایی مدیریت اقتصادی درآمد و هزینه است و بنا به توصیف یونسکو، افرادی می توانند زندگی بهتری داشته باشند که از سواد مالی مناسبی برخوردار باشند. پرواضح است که تعریف یونسکو از سواد در طول زمان ارتقا یافته و اگر در برهه ای، این تعریف از توانایی خواندن و نوشتن تا تکلم به زبان خارجی و کار با کامپیوتر متغیر بوده، اما کاربردی ترین تعریفی که یونسکو از شخص باسواد عنوان کرده، کسی است که بتواند از خوانده ها و دانسته های خود در جهت تغییر زندگی اش بهره ببرد.
فقر سواد مالی در ایران
با وجود اهمیت سواد مالی، وضعیت دانش مالی شهروندان در جهان مناسب نیست و طبق پژوهشی که سه سال پیش از سوی موسسات استاندارد اند پورز، گالوپ، بانک جهانی و دانشگاه جورج واشنگتن انجام شد، حدود دو سوم مردم جهان به لحاظ مالی، بی سواد هستند. وضعیت سواد مالی در ایران اما چندان بهتر از جهان نیست. اگرچه در حال حاضر، آمار چندان دقیقی از میزان سهامداران واقعی در ایران وجود ندارد و تعداد سهامداران واقعی رقمی پایین تر از برآوردهاست، اما بررسی ها نشان می دهد حداقل 15درصد جمعیت ایران حداقل یک بار سهامدار ناشرین پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران، دارندگان واحدهای سبدهای سرمایه گذاری یا اوراق قابل معامله کالایی بوده اند؛ موضوعی که حاکی از فقر دانش و سواد مالی در ایران است و این در حالی است که در مقام مقایسه، میزان سهامداران در آمریکا نزدیک به 60درصد جمعیت این کشور است.
طبق تازه ترین گزارشی که اتاق بازرگانی تهران درباره تغییرات شاخص های مهم اقتصاد ایران و میزان بازدهی سرمایه در بازارهای مختلف طی 10 ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته منتشر کرده است، بازار سرمایه عملکرد نسبتا قابل قبولی داشته است؛ به طوری که ارزش سهام معامله شده در بورس در 10 ماهه ابتدایی امسال در قیاس با مدت مشابه سال قبل، افزایشی 181درصدی و تعداد سهام معامله شده نیز افزایشی 132درصدی را پشت سر گذاشته است.
این در حالی است که میانگین قیمت سکه تمام بهار طرح قدیم در 10 ماهه ابتدایی سال 96، یک میلیون و 250 هزار تومان بوده و امسال به 3میلیون و 190 هزار تومان رسیده، یعنی بیش از 155درصد افزایش داشته است. میانگین نرخ سکه تمام بهار طرح جدید نیز از یک میلیون و 300 هزار تومان در 10 ماهه پارسال به 3میلیون و 380 هزار تومان در امسال رسیده و رشدی 160درصدی را نشان می دهد.
این افزایش قیمت در تمامی بازارها اتفاق افتاده است؛ چنانچه قیمت دلار هم از 3,928 تومان در 10 ماهه سال 96 به میانگین 10,388 تومان در سال 97 رسیده و افزایشی 164درصدی را سپری کرده است. یورو نیز از 4,612 تومان به 12,139 تومان رسیده و بیش از 163درصد رشد قیمت داشته است.
در این میان، بهای هر متر مربع واحد مسکونی معامله شده در تهران، شاخص دیگری است که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته و بر این اساس، در 10 ماهه ابتدایی سال 96، هر متر واحد مسکونی در تهران، 4میلیون و 650 هزار تومان معامله شده و این عدد امسال به 7میلیون و 760 هزار تومان رسیده، یعنی بازار مسکن نیز افزایشی بیش از 66درصدی را پشت سر گذاشته است.
بحران موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز
این گزارش به وضوح نشان می دهد که انسان ایرانی برای سرمایه گذاری به بازارهای سکه و طلا یا سپرده بانکی و مسکن توجه بیشتری دارد تا بازار سهام؛ واقعیتی که نشان می دهد بین میزان دانش مالی با انتخاب بازارهای سرمایه گذاری پیوستگی وجود دارد و به عبارت بهتر، انتخاب بازارهای سرمایه گذاری مبتنی بر میزان دانش مالی افراد جامعه است. چنانچه بحران موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز که در دهه 80 متولد شده و به بازی پانزی برای بقا روی آورده بودند، جدا از آسیب های ساختار نظام بانکی ایران، نشان دهنده عدم اگاهی اقتصادی بخش قابل توجهی از جامعه ایران هم بوده است که متاسفانه بهای این عدم آگاهی و فقر دانش مالی به ناحق از بودجه عمومی کشور خرج شد.
اگرچه تسویه حساب سپرده گذاران این موسسات مالی و اعتباری از سال گذشته شروع شد، اما اعداد و ارقام از 11 هزار و 500میلیارد تومان حالا به مرزهای 35 هزار میلیارد تومان رسیده است. به این ترتیب تنها در یک سال گذشته سهم هر شهروند ایرانی از بازپرداخت بدهی موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز، 375 هزار تومان تا 437 هزار و 500 هزار تومان بوده است؛ داستانی که البته هنوز تمام نشده است و هر از چندگاهی دولتمردان از بار سنگین تسویه حساب های موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز گلایه کرده و زبان به شکوه می گشایند؛ گرچه خود کرده را تدبیر نیست.
مقایسه بازدهی بازارهای موازی در ایران و جهان
تاکنون پژوهش های بسیاری درباره مقایسه بازدهی بازارهای موازی در دنیا انجام شده است. اگرچه نتایج این تحقیقات در بازه زمانی کوتاه مدت، متفاوت است و بازارهای طلا، دلار، مسکن و... رتبه های برتر را دارند، اما در بازه زمانی بلندمدت، تقریبا نتایج همه تحقیقات یکسان است و بازار سهام از همه بازارهای موازی، بازدهی به مراتب بیشتری داشته است.
در پژوهشی که پیرامون بازدهی بازارهای موازی در آمریکا از سال 1926 تا 2016 یعنی یک بازه 91 ساله صورت گرفته است، بازدهی سهام هم به صورت اسمی و هم به صورت واقعی (کسر تورم از رقم بازدهی) در آمریکا، رتبه نخست را در بین بازارهای موازی داشته است. در ایران نیز نتایج تحقیقات همانند مطالعات خارجی است. نتیجه یک پژوهش داخلی نشان می دهد از سال 1374 تا 1397 یعنی در طول 23 سال گذشته، بازدهی بازار سرمایه 1.6 برابر بیشتر از بازدهی بازارهایی همانند سپرده بانکی، دلار، مسکن، سکه و طلا بوده است.
با این همه، فقر سواد و دانش مالی در ایران مشهود است و پر بیراه نیست اگر سواد مالی را حلقه مفقوده اقتصاد خانواده ایرانی تعبیر کنیم. اگر عمر کاری یک شخص 30 تا 40 سال باشد، در نیمه اول آن معمولا درآمدها از هزینه ها بیشتر است و به عبارتی، مازاد دریافتی وجود دارد، اما چون این شخص در ادامه ازدواج می کند و خانواده تشکیل می دهد، در نیمه دوم با کسری مواجه می شود و پتانسیل های کسب درآمدش آرام آرام کمتر می شود، بنابراین برای جبران این کسری ها هیچ چاره ای وجود ندارد جز اینکه این شخص به دانش های مالی و اقتصادی مسلط باشد و مازاد نیمه اول عمر کاری اش را به گونه ای سرمایه گذاری کند که تکافوی کسری نیمه دومش را بکند.
جای خالی سواد اقتصادی در نظام آموزشی
گرچه کشورهای غربی چند دهه است که روی مفهوم سواد مالی در نظام آموزشی و دانشگاهی کار می کنند، اما متاسفانه در نظام آموزشی ایران، تنها بر هوش ریاضی تاکید می شود و به بقیه ابعاد هوشی دانش آموزان برای موفقیت در زندگی که یکی از آنها هوش کسب وکار و سواد مالی است، چندان پرداخته نمی شود، بنابراین ضروری است که خانواده های ایرانی به سمت یادگیری مفاهیم اقتصادی و ازجمله سواد مالی حرکت کنند و حداقل دانش مورد نیاز برای تصمیم گیری بهتر در حوزه های مالی و اقتصادی و آنچه را که در فرهنگ کهن ایرانی به عقل معاش معروف بوده را فرا گیرند.
بحران اعتباری موسسات غیرمجاز، نمونه خوبی برای این واقعیت است که رفتار عقلایی از شهروندان ایرانی عموما در سرمایه گذاری دیده نمی شود. به عنوان مثال، اگر سه سرویس یکسان توسط سه شرکت ارائه شده و کیفیت و قیمت آنها یکسان باشد، درحالی که شرکت اولی یک صف طولانی دارد، دومی جایی برای نشستن دارد و سومی علاوه بر جای نشستن، با نوشیدنی هم خوشامد می گوید، مبانی مالی و اقتصادی می گوید که از کمپانی سوم خرید کنیم، اما در عمل می بینیم که بسیاری در ایران، گزینه نخست را انتخاب می کنند، زیرا هیچ شاخص علمی و اقتصادی ندارند و تحت تاثیر فضای روانی جامعه رفتار می کنند. آنها چون فاقد حداقل سواد اقتصادی هستند، تصور می کنند که شرکت اول که دارای صف طولانی است، حتما بهتر است.
علت این اتفاق، نداشتن سواد مالی و اقتصادی است. شخصی که در ایران به سن بلوغ اقتصادی می رسد، هنوز نمی داند که اگر صد یا دویست یا چند صد میلیون تومان دارایی دارد، به چه نسبتی باید سرمایه گذاری کند؟ آیا ابتدا باید خودرو بخرد یا باید تمام پول خود را سرمایه گذاری کند؟ اینها مفاهیمی است که باید در نظام آموزشی و از سنین کودکی به شخص آموزش داده شود تا به عنوان مثال، بداند که کالای بادوام چیست و تفاوت بین ارزش و کمیت پول کدام است؟ از سوی دیگر، جای مفهومی به نام مشارکت اقتصادی نیز در خانواده های ایرانی خالی است و هنوز که هنوز است، صحبت کردن راجع به مفاهیم پولی در بسیاری از خانواده ها تابوست.
پدیده کوتاه مدت گرایی در جامعه ایران
اقتصاد ایران در طول سال ها و دهه های گذشته به خاطر تبعات تحریم و جنگ اقتصادی بارها با ناهنجاری ها و تلاطم های اقتصادی مواجه شده و بحران ارزی ابتدای امسال، تازه ترین نمونه و شاهد مثال این اتفاق است. همین امر، فضای کسب وکار را برای افراد غیرقابل پیش بینی می کند و یا لااقل پیش بینی آن را به مراتب دشوارتر می سازد. نتیجه این اتفاقات، شخص را به این نتیجه می رساند که رویدادهای اقتصادی تصادفی اند و نمی توان برای آنها برنامه ریزی داشت، بنابراین رو به سمت بلیت بخت آزمایی می رود یا شانس خود را در قرعه کشی های تلویزیونی جست وجو می کند، زیرا او با محاسباتی ساده به این نتیجه رسیده که در پایان عمر کاری خود، با اندک پس اندازی که برایش باقی مانده نمی تواند مثلا خودروی گرانی که دوست دارد را بخرد یا به سفر دور دنیا برود. نتیجه غایی اینکه ما در جامعه ایران با پدیده نگران کننده کوتاه مدت گرایی یا «Short Termism» مواجه ایم و تحت این شرایط، شهروندان در حوزه های اقتصادی تنها به فکر امروز و فردای خود هستند.
جامعه کلنگی و مساله توسعه ایران
کوتاه مدت گرایی یادآور همان نظریه ای است که همایون کاتوزیان درباره عوارض جامعه کوتاه مدت در تاریخ ایران بیان کرده است. به اعتقاد این اقتصاددان، ایران برخلاف جامعه درازمدت اروپا، جامعه ای کوتاه مدت بوده و در این جامعه، تغییرات اغلب عمری کوتاه داشته است . پیش فرض نظری کاتوزیان آن است که لازمه توسعه یافتگی «درازمدت بودن» جامعه است، اما به دلیل فقدان یک چارچوب استوار و خدشه ناپذیر قانونی در تاریخ ایران، هیچ چیز نمی توانست تداومی درازمدت را تضمین کند.
گویاترین کلام کاتوزیان برای توصیف ماهیت کوتاه مدت جامعه ایران، اصطلاح «خانه کلنگی » است . خانه کلنگی، خانه ای است که بیش از 20 یا 30 سال ندارد و اغلب از شالوده و اسکلتی مناسب برخوردار است ، اما این باور که معماری این ساختمان و طراحی داخلی آن کهنه شده ، مایه نابودی این خانه می شود. بنابراین به جای نوسازی خانه ، تمام آن ساختمان به دست مالک یا خریدار ویران می شود و بنایی جدید بر زمین آن بالا می رود. به همین خاطر است که همایون کاتوزیان برای توصیف جامعه کوتاه مدت ایران، نام «جامعه کلنگی » به آن داده است، یعنی «جامعه ای که ساختارهای آن پیوسته آن در معرض این خطر است که هوا و هوس کوتاه مدت جامعه با کلنگ به جانش بیفتد.»
او تاریخ ایران را مجموعه ای از دوره های کوتاه مدت به هم پیوسته می داند و با طرح نظریه مشهور «جامعه کلنگی» اثبات می کند که جامعه ایران به این دلیل که جامعه ای کوتاه مدت بوده، امکان توسعه در تاریخ نداشته است. به اعتقاد کاتوزیان، ریشه و منشأ این فرهنگ ایرانی، غلبه احساس ترس و ناامنی در جامعه بوده است.
کلنگی شدن جامعه ناشکیبای ایران
اما ایده جامعه کوتاه مدت کاتوزیان را می توان به تاریخ معاصر ایران نیز تعمیم داد. انسان ایرانی هر از چندی با یک انقلاب و دگرگونی بنیادی در نظام سیاسی، تمام دستاوردها و سرمایه های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی خود را کنار می گذارد و همه چیز ناگهان به نقطه صفر و آغازین آن باز می گردد؛ دور باطلی که بارها در طول تاریخ ایران ادامه داشته و دیالکتیک تز و آنتی تز به سنتز نمی رسیده است. بنابراین سوال آن است که آیا کوتاه مدت یا کلنگی بودن جامعه ایران با ناشکیبایی و بی صبری مردم ایران در ارتباط است؟ اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می شود که بدانیم شکیبایی، رابطه نزدیکی با رشد اقتصادی و توسعه یافتگی دارد و کشورهایی که مردمانی صبورتر دارند، معمولاً توسعه یافته تر هستند. این یعنی آنکه جامعه ای که با تعریف کاتوزیان کوتاه مدت است، ناشکیباتر هم هست، چون هر چیزی تا بخواهد سیر تاریخی اش کامل شود و هر برنامه ای به هدفش برسد، با بی صبری مردم و سیاست گذاران «کلنگی» می شود.
ارتباط با نویسنده : [email protected]


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

تفکر انتقادی حلقه گم شده موفقیت کارآفرینان

بهترین الگوی روابط عمومی برای کسب و کارهای کوچک

راهکارهای تقویت انعطاف پذیری هویت برند

اصول مدیریتی کارآمد برای انتقاد کارکنان و مدیران از هم

مافیای شرکت‌های بزرگ علیه کارگاه‌های کوچک

اینجا زنان روزی 10هزار تومان حقوق می‌گیرند!

فعالیت 187بنگاه بحرانی در کشور/ تهدید اشتغال 44هزار نیروی کار

10غول دنیای صنعت!

مجوز صلاحیت را چه کسی صادر می کند؟

چرا استارتاپ‌ها شکست می‌خورند؟

فرصت 4500 میلیاردی در بازار گردشگری

گفت‌وگوهای مدیریتی کارآمد

ایجاد فرهنگ مسوولیت‌پذیری در سازمان

گشایش جدید برای تولیدکنندگان خوشنام

5 راز موفقیت برای جانشینان رهبران کسب‌وکار

ریزنمرات صنایع کوچک ایران

بهبود عملکرد مغز با 5 اقدام ساده

افزایش خلاقیت در کار با سه اقدام ساده

کسب درآمد از اینترنت بدون سرمایه اولیه

3سیاست جدید برای کاهش هزینه تولیدکنندگان

زلزله در بازار مسکن

آشنابازی کلید ورود به بازار کار

اتاق کارهای یک متری!

2میلیون بیکار کشور قبلا شاغل بوده‌اند/ 3عامل اصلی بیکارشدن شاغلان

کدام رشته‌های دانشگاهی بالاترین نرخ بیکاری را دارند؟

نبایدهای عرصه توسعه کسب و کار در اینستاگرام

آیا سرمایه‌گذاری دولت در استارتاپ‌ها به نفع بخش خصوصی است؟

کابینت سازی با MDF؛ کسب‌وکاری سخت اما سودآور

قیمت چای اوج گرفت/ کیلویی 30 تا 120 هزار تومان!

روش تازه کسب‌وکارها برای تبلیغ در فضای مجازی

عوامل مهم منفی‌نگری در جامعه ایران چیست؟

بیکاری در کدام رشته‎های دانشگاهی بالاترین است؟

ساماندهی فیلترینگ کسب و‌‌‌‌کارهای اینترنتی

تصور غلط مدیران در مورد انتقاد از کارکنان

مدیریت رشد به جای مدیریت استعداد

قراردادهای هوشمند و تاثیر آنها بر دنیای کسب‌و‌کار

6 ویژگی شخصیتی فروشندگان موفق

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر

نبایدهای عرصه توسعه کسب و کار در اینستاگرام

تاثیر منفی عملکرد نیسان بر سود رنو

کارنامه عجیب و غریب بازار مسکن در تیرماه

لباس‌های ما توسط فقیرترین مردم جهان تولید می‌شود!

شگرد‌های ورود به بازار سرمایه با سود بالا

راکش ماتور: کارآفرین سریالی کسب‌وکارهای موفق

آیا یک مدیر باید نقطه ضعف‌هایش را پنهان کند؟

مدیران بزرگ چگونه استعدادها را کشف می‌کنند؟

مدیریت ریسک، کلید اعتماد به بازار

اهمیت تعیین مدت در قرارداد

مشاغل آینده در آینه تکنولوژی

رهبران بازسازی در چرخه حیات کسب‌وکار