بازار آریا

آخرين مطالب

تبیین رشد اقتصادی با توجه به منحنی رن (Rahn curve) مقالات اقتصادي

تبیین رشد اقتصادی با توجه به منحنی رن (Rahn curve)

  بزرگنمايي:

بازار آریا -
ناظر اقتصاد : با فرایند صنعتی شدن سیستم اقتصادی و پیچیده شدن عملکرد عوامل تشکیل دهنده بازار، گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت در مناطق شهری، وجود قوانین تجاری و همچنین تشکیلات اداری و قضایی برای رسیدگی و نظارت بر آن، ضرورت یافته است. لذا دخالت دولت در مسائل اقتصادی لازم است و همین امر موجب افزایش رشد هزینه‌های دولت شده است. آیا بین میزان هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی ارتباطی وجود دارد؟ در سال 1996 اقتصاددان آمریکایی ریچارد دبلیو رن (Richard W. Rahn) نظریه‌ای را مطرح نمود که در آن سطح هزینه‌های عمومی دولت به منظور حداکثر‌سازی رشد اقتصادی پیش‌بینی می‌شود. این منحنی نشان می‌دهد مخارج دولتی ناکارآمد با رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) بی‌ارتباط بوده و یا ارتباط منفی دارد. منحنی رن بر این نظر است که سطح بهینه‌‌ از هزینه‌های‌‌ دولتی وجود دارد که نرخ رشد اقتصادی را به حداکثر می‌‌رساند.
شکل 1: منحنی رن
رن و فوکس (1996)، سطح بهینه هزینه‌های دولتی که منجر به افزایش رشد اقتصادی می‌شود را تا 17 درصد تولید ناخالص داخلی دانسته‌اند. البته در برخی موارد سطح بهینه هزینه‌های دولت را 15 تا 25 درصد متغیر می‌دانند. این نرخ بهینه در شرایطی است که سهم هزینه‌‌های دولتی از تولید ناخالص داخلی (سال 2017) در ایالات متحده 37.6 درصد، فرانسه 56.5 درصد، کره 32.26 درصد و ایران 13.32 درصد بوده است.
نمودار 1: هزینه‌های دولتی در برخی از کشورهای دنیا (درصد از تولید ناخالص داخلی؛ سال 2017)
(tradingeconomics, 2017)
جدول 1 نشان می‌دهد طی دوره 2000 تا 2015 تولید ناخالص داخلی ایالات متحده حدود 64 درصد افزایش پیدا کرده است. طی دوره مشابه، مخارج دفاعی حدود 79 درصد و مخارج غیر دفاعی حدود 82.5 درصد افزایش داشته است. در شروع بازه مورد نظر مخارج دفاعی حدود 2.4 درصد کل تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌داد و در اواخر همان دوره به حدود 2.6 درصد رسیده بود. مخارج دفاعی در طی این دوره شروع به رشد کرده و سهم بزرگتری از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است (بیش از 61 درصد هزینه‌های دولت فدرال). جدول زیر نشان‌دهنده این واقعیت است که هزینه‌های دولتی آمریکا با شیب ملایمی نرخ رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است.
جدول 1: رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا و هزینه‌های فدرال (میلیارد دلار آمریکا)

البته ذکر این نکته ضروری است که یک مقدار بهینه را نمی‌تواند برای همه کشورها در هر بازه زمانی تعیین کرد. برای مثال، مطالعه مخارج دولتی و نرخ رشد اقتصادی هفت کشور آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و کانادا (1987-1885) نشان می‌دهد هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی به طور قابل توجهی در بین کشورها متفاوت بوده است. همچنین صحبت در مورد هزینه‌های دولتی مسئله‌‌ای بسیار مبهم است. گفتن اینکه سطح بهینه‌‌ هزینه‌‌های دولتی 20% یا 25% و غیره می‌باشد بایستی با در نظر گرفتن متغیرهای بسیاری همراه باشد. این مسئله به اموری بستگی دارد که دولت بر روی آن‌ها هزینه می‌‌کند. اگر دولت پول خود را برای حمایت از افراد بیکار هزینه کند، بهبود نرخ رشد بسیار نامحتمل خواهد بود. در صورتی که هزینه‌هایی را در زمینه‌‌ تحصیلات، آموزش و زیرساخت‌‌ها فراهم کند، در این صورت می‌‌توان انتظار افزایش نرخ رشد را داشت. در ادامه به تجربیات کشورهای ایالات متحده و کره جنوبی در زمینه هزینه‌های دولتی اشاره خواهیم نمود.
مازوکاتو (2013) در کتاب « دولت‌ کارآفرین » بر اهمیت نقش هزینه‌های دولتی تأکید می‌کند. او توسعه فناوری‌ های پاک را مثال می‌زند و بیان می‌کند که چگونه بانک‌های سرمایه‌گذاری دولتی چین (بانک توسعه چین) دلیل اصلی موفقیت این کشور در انرژی خورشیدی قلمداد شده است. این بانک بعد از سال 2010 به میزان 47 میلیارد دلار اعتبار به 15 تولیدکننده چینی پیشرو در زمینه پنل‌های خورشیدی اختصاص داد تا نیازهای توسعه‌ای خود را تأمین مالی کنند؛ گرچه این شرکت‌ها در سال 2011 فقط 866 میلیون دلار از بانک درخواست کردند (Bakewell 2011). رشد سریع شرکت‌های تولیدکننده پنل‌های خورشیدی که با تأمین مالی دولتی امکان‌پذیر شد، باعث شد تولیدکنندگان این کشور به بازیگران اصلی این صنعت در سطح جهان تبدیل شوند. آن‌ها قادرند هزینه پنل‌های خورشیدی خود را چنان کاهش‌ دهند که برخی ادعا می‌کنند دسترسی آن‌ها به اعتبارات دولتی چین دلیل ورشکستگی بسیاری از شرکت‌های فعال در این زمینه در ایالات متحده و اروپا است (Mazzucato, 2013).
مازوکاتو در قسمت دیگری بیان می‌کند که موفقیت شرکت اپل در توسعه محصولات نوآورانه، همچون آی‌پاد، آیفون و آی پد، به دلیل آینده‌نگری دولت آمریکا در پیش‌بینی نوآوری‌های بنیادین در زمینه‌های‌ الکترونیک و ارتباطات بوده که به دهه‌های 1960 و 1970 باز می‌گردد. کسانی که چالش‌های مربوط به ریسک سرمایه‌گذاری در علوم پایه و تکنولوژی را پذیرا شدند، نه مدیران و نه سهامداران اپل بودند. در واقع، زمانی که کسی برای پذیرش این چالش‌ها قدم بر نمی‌داشت، این دولت آمریکا (عمدتاً ارتش) بود که جرات ریسک کردن داشت و در نهایت به موفقیت‌هایی هم نائل شد. اپل تدریجاً، در هر یک از نسل‌های جدید تکنولوژی آی‌پاد، آی‌فون و آی پد که توسط دولت معرفی شده، پرورش‌یافته و به کمال رسیده‌ بودند، وارد شد (Mazzucato, 2013).
سیاست‌ های علم و فناوری کره جنوبی مثالی دیگر از این نوع می‌باشد. در سال 1997 وزارت علم و فناوری کره جنوبی ، برنامه پنج‌ساله نوآوری علم و فناوری را شروع کرد. این برنامه طوری طراحی شده بود که ظرفیت تحقیق و توسعه کره را به متوسط کشورهای گروه جی 7 (سابق) برساند. طراحان این برنامه امید داشتند تا اوایل قرن 21 از طریق نوآوری در فناوری‌های استراتژیک و ارتقای فعالیت‌های علم و فناوری، به این هدف نائل آیند. این یک برنامه گسترده ملی بود که تمامی وزارت‌خانه‌ها و مؤسسات را در بر می‌گرفت (Ministry of Science and Technology, 2015). جنبه‌های کلیدی برنامه پنج‌ساله نوآوری علم و فناوری به شرح زیر بود:
مخارج دولتی تحقیق و توسعه: افزایش مخارج دولت بر تحقیق و توسعه و رساندن آن به حداقل 5 درصد بودجه کل کشور در سال 2002 ارتقای تحقیقات پایه: افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیقات پایه تا میزان 20 درصد از مخارج R&D دولت توسعه و به‌کارگیری نیروی انسانی در علم و فناوری: رساندن تعداد نیروی انسانی مشغول در تحقیق و توسعه به 192 هزار نفر، یا 40 محقق به ازای هر 10 هزار نفر به‌رغم وجود این برنامه، دولت کره در سپتامبر 1999 چشم‌انداز بلندمدت توسعه علم و فناوری را تهیه کرد. چشم‌انداز 2025 از سه قدم مجزا تشکیل می‌شود که هر کدام دوره زمانی مشخصی دارند.
قدم اول (تا سال 2005) قابلیت‌های فناوری و علمی کره را به سطح کشورهای برتر جهان می‌رساند و برای این کار منابع را بکار بسته، زیرساخت‌ها را توسعه داده و قوانین و مقررات مربوطه را بهبود بخشیده است.
قدم دوم (تا سال 2015) کره را به اصلی‌ترین ارتقا دهنده تحقیق و توسعه در منطقه آسیا و اقیانوسیه بدل می‌کند.
قدم سوم (تا سال 2025) رقابت‌ پذیری علمی و فناوری را در حوزه‌های منتخب، در برابر کشورهای جی 7 (سابق) حفظ می‌کند.
در مورد ایران، مطالعات نظری و تجربی صورت گرفته در برخی موارد نشان دهنده تأثیر مثبت و در برخی مواقع نشان دهنده تأثیر منفی سطح مخارج دولتی بر رشد اقتصادی بوده است. برای مثال، مطالعه خدا رحمی (1371) نشان داد تأثیر مخارج دولتی بر رشد اقتصادی مثبت و بیش از مخارج مصرفی است. سامتی (1372) نیز در ارزیابی امور اقتصادی بودجه دولت بیان داشت که بودجه جاری و عمرانی آثار مثبت و بودجه عمومی آثار منفی بر رشد اقتصادی داشته‌اند. این موضوع در حالی است که در امور اجتماعی، بودجه عمرانی دارای اثر مثبت و بودجه جاری، دارای اثر منفی بر رشد اقتصادی است. نمودار زیر هزینه‌های دولت را به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی، برای بازه زمانی 2016-1960 نشان می‌دهد. چنانچه مشخص است هزینه‌های دولت در دهه 70 میلادی در بالاترین حد خود قرار داشته است.
منبع: بانک جهانی ( 2018) نمودار 2: هزینه‌های دولتی ایران- درصد
نمودار زیر نیز نشان‌دهنده نرخ رشد اقتصادی ایران در بازه 1970 تا 2017 است.
منبع: بانک جهانی( 2018) نمودار 3: رشد اقتصادی ایران
با مراجعه به نمودارهای 2 و 3 مشخص می‌شود که به لحاظ آماری نمی‌توان ارتباط مثبت و معناداری بین متغیرهای هزینه‌های دولتی و نرخ رشد اقتصادی یافت. این نتیجه‌گیری بر اساس ثابت فرض کردن سایر عوامل (مانند تحریم، جنگ و …) است که ایران در چند دهه اخیر درگیر آن بوده است.
نتیجه‌ گیری
در این گزارش به معرفی منحنی رن پرداخته شد. طبق تعریف، منحنی رن مدلی است که سطح هزینه‌های عمومی را برای حداکثر سازی رشد اقتصاد پیش‌بینی کرده و منحنی U شکلی آن پیشنهاد می‌دهد که میزان بهینه مخارج دولتی 15 تا 25 درصد تولید ناخالص داخلی باشد. در یک جمع‌بندی کلی بایستی گفت که میان نرخ رشد و سطح هزینه‌‌ها ارتباط وجود دارد، اما متغیرهای زیادی هستند که نرخ رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌‌دهند و نمی‌توان تنها یک عامل (سطح هزینه‌‌های دولتی) را برای توجیه نرخ‌‌های رشد بالاتر یا پایین‌‌تر در نظر گرفت.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

بررسی تحلیلی 500 شرکت فناوری با رشد سریع: حوزه EMEA

نقدی بر رویکرد تحقیق و توسعه در ایران

بررسی اعمال تحریم‌ علیه اقتصاد ایران | ابعاد و دلایل اقتصادی

ضرورت تغییر دیپلماسی گازی ایران

مقابله با جنگ اقتصادی

نظام ایده‌آل بانکداری اسلامی

روند سرمایه‌گذاری خطرپذیر تا فصل سوم 2018

بازار آتی ارز ؛ ثبات‌ساز یا نوسان‌ساز؟

اقتصاد ایران پس از نیمه آبان

چرا ترامپ تصمیم گرفت در برابر ایران کوتاه بیاید؟

خروج تولید از کانال دلار

چرا ایران دچار ابرتورم نمی‌شود؟

چگونه هیات مدیره بهتری داشته باشیم؟

مقایسه تولید ناخالص داخلی استان‌های ایران با کشورهای جهان

الزامات توسعه کارآفرینی روستایی در کشور

بررسی تحلیلی 500 شرکت فناوری با رشد سریع: حوزه EMEA

تغییرات شاخص رقابت‌پذیری جهانی در سال 2018

چشم‌انداز 2050 : دستور کار جدید برای کسب‌وکارها (سناریو خوش‌بینانه)

پیمان پولی اروپا و ایران

ارتباط بین نرخ ارز و توسعه صادرات

چالش‌های موفقیت استارت‌آپ‌ها در ایران

معنای نفت 100 دلاری برای اقتصاد جهان

چگونه هیات مدیره بهتری داشته باشیم؟

وضعیت اشتغال و تولید ایران در بخش کشاورزی

الزامات توسعه کارآفرینی روستایی در کشور

یک جهیزیه ایرانی چقدر هزینه دارد؟

نقطه حمایتی در بازار دلار

20 پرسش ارزی

بیماری هلندی به زبان ساده

تغییرات شاخص رقابت‌پذیری جهانی در سال 2018

تبیین رشد اقتصادی با توجه به منحنی رن (Rahn curve)

چشم‌انداز 2050 : دستور کار جدید برای کسب‌وکارها (سناریو خوش‌بینانه)

کارزار «نهادگرایی» و «بازار آزاد» در اقتصاد ایران ادامه دارد / جنگ اقتصاددانان

مولفه پنهان تورم

نمره ایران در شاخص سرمایه انسانی

جایگاه ایران در اقتصاد دانش‌بنیان جهانی

پرش بهاری درآمد نفتی

استراتژی مناسب برای توسعه کسب‌ و کارهای جدید-4

فرایند توسعه از نگاه فوکویاما

سطح پیچیدگی کالاهای تولیدی در کشورها

وضعیت اشتغال و تولید ایران در بخش کشاورزی

پیمان پولی دو یا چندجانبه، رهیافتی مناسب برای مقابله با تحریم‌های اقتصادی

سرپیچی از آرای دیوان لاهه به ندرت اتفاق افتاده است

١٠ چیزی که همه باید در مورد علم اقتصاد بدانند؟!

اندک‌های حیاتی و بسیار‌های کم اهمیت

تبیین رشد اقتصادی با توجه به منحنی رن (Rahn curve)

مثلث ایران، ترکیه و روسیه علیه تحریم‌ها

حکایت التهاب ماندگار بازار نفت

برندهای شکست‌خورده ایرانی

استراتژی مناسب برای توسعه کسب‌ و کارهای جدید